تحلیل رفتار متقابلTA برای آشنایی

تحلیل رفتار متقابل TA دکترشاهین سلطانی

همیشه در سمینار ها و دوره های آموزشی تحلیل رفتار متقابل TA که برگزار می کنم دوستان بسیاری هستند که خواستار آشنایی بیشتر با مطالب هستند که ضمن توصیه برای مراجعه به کتاب های بسیار خوب در این حوزه اما برای اجابت درخواستشان مختصر زیر را تقدیم می کنم با آرزوی بهترین ها برای همه عزیزان شاهین سلطانی مدرس تحلیل رفتار متقابلTA

تحلیل رفتار متقابل چیست؟

تحلیل رفتار متقابل نظریه ای است در مورد شخصیت و روش منظمی است برای روان درمانی به منظور رشد و تغییرات شخصی. این تعریفی است که بوسیله انجمن بین المللی تحلیل رفتار متقابل ارائه شده است. درمیان دیدگاه های مختلف روانشناسی ، تحلیل رفتار متقابل از نظر عمق تئوری و کاربرد وسیع و متنوع آن بسیار بر جسته می باشد. تحلیل رفتار متقابل به عنوان نظریه ی شخصیت تصویری از ساختار روانشناختی انسانها به ما ارائه می دهد. بدین منظور از یک الگوی سه بخشی به عنوان الگوی حالات نفسی خود استفاده می کند. همین الگوی شخصیتی به ما کمک می کند تا دریابیم انسانها چگونه عمل و رفتار می کنند و این که چگونه شخصیت خود را در قالب رفتارهایشان آشکار می سازند.

تحلیل رفتارمتقابل همچنین نظریه ای برای ارتباطات فراهم می آورد ، که می تواند برای تجزیه و تحلیل سازمانها و مدیریت نیز بکار رود.

تحلیل رفتار متقابل نظریه ای برای رشد کودک ارائه می دهد. مفهوم پیش نویس زندگی بینگر این است که چگونه الگوهای کنونی زندگی ما ریشه در دوران کودکی دارند. در چهار چوب پیش نویس زندگی ، تحلیل رفتار متقابل توضیحاتی را ارائه می دهد که چگونه شیوه های زندگی دوران بزرگسالی ما باز نوازی همان روشهای دوران کودکی ما است حتی اگر این باز نوازی ، نتایجی را به بار آورد که موجب عناد به خود شود و یا بسیار درد ناک باشد. از این رو تحلیل رفتار متقابل به ما نظریه ی آسیب شناسی روانی را ارئه می دهد.

در حوزه ی کاربرد عملی ف تحلیل رفتار متقابل ، یک نظام روان درمانی را به ما معرفی می نماید و در نتیجه در درمان انواع اختلالات روانی ، از مشکلات روزانه گرفته تا روان پریشی های بسیار عمیق ، بکار می رود. این نظریه ، روش های درمانی برای درمان فردی ، گروهی ، زوجی و خانوادگی ارائه می دهد.

خارج از حوزه درمانی ، تحلیل رفتار متقابل در مراکز آموزشی نیز کاربرد دارد و به آموزگاران و دانش آموزان کمک می کند و در وضعیت ارتباطی روشنی قرار گیرند. و از برخوردهای بی فایده و مخرب بپرهیزند.این نظریه بخصوص برای مشاوره بسیار مناسب است.

تحلیل رفتار متقابل در مدیریت ، آموزش ارتباطات و تجزیه و تحلیل سازمانها وسیله ی بسیار نیرومندی است.

استفاده ی تحلیل رفتار متقابل توسط مدد کاران اجتماعی ، پلیس و نیروهای انتظامی ، و روحانیون از دیگر کاربردهای این نظریه می باشد.

بطور کلی تحلیل رفتار متقابل در هر زمینه ای که نیاز به درک افراد ، روابط و ارتباطات باشد می تواند به کار رود.

نظریات اساسی تحلیل رفتار متقابل

پایه و اساس نظریه تحلیل رفتار متقابل مبتنی بر چند نظریه ی کلیدی است ، که این نظریات تحلیل رفتار متقابل را از سایر دیدگاه های روانشناسی متمایز می سازند. در فصول آینده ما تمامی جزئیات این نظریات را مورد بررسی قرار داده و آنها را با مثالهایی روشن می سازیم. ابتدا آنها را بطور خلاصه بیان نموده و به شما پیشنهاد می کنیم که این بخش ها را بسادگی بخوانید تا با اصطلاحات و نظریات کلی آشنا شوید.

الگوی حالات نفسانی («والد»-«بالغ»-«کودک»)

اساسی ترین نظریه ی تحلیل رفتار متقابل الگوی حالات نفسانی است. یک حالت نفسانی مجموعه ای از رفتارها ، افکار و احساسهای مربوط بهم است که به وسیله ی آن ، بخشی از شخصیت ، خود را در یک زمان بخصوص نمایان می سازد.

این الگو سه حالت نفسانی متفاوت و مجزا را تصویر می کند.

اگر رفتار ، افکار و احساسهای من در واکنش به مسائل این زمانی این مکانی باشد و از اتمام منابع توانائیهایم به عنوان یک فرد بزرگسال بهره گیرم ، در حالت نفسانی «بالغ» خود قرار ئارم.

زمانهایی ممکن است که رفتار ، افکار و احساسهای من درست شبیه یکی از والدینم و یا کسانی که جانشین آنها بودند باشد ف در این صورت من در حالت نفسانی «والد» خود قرار دارم.

گاهی نیز ممکن است رفتار ، افکار و احساسهایم درست مانند زمانی باشد که کودکی بودم ، در این صورت در حالت نفسانی «کودک» خود قرار دارم.

به گیومه اطراف لغات توجه کنید. هرگاه منظورمان حالات نفسانی باشد از آنها استفاده می کنیم («والد» ، «بالغ» ، «کودک») زمانی که این لغات بدون گیومه باشند ف منظورمان از والد، بالغ و کودک اشخاص واقعی هستند.الگوی حالات نفسانی اغلب با و – ب – ک یعنی سه حرف اولیه « والد»، « بالغ » و « کودک » مشخص می شود.

هرگاه الگوی حالات نفسانی را برای درک جنبه های مختلف شخصیت بکار بریم ، تحلیل ساختاری انجام داده ایم.

روابط متقابل ، نوازش ، سازماندهی زمان

اگر من با شما ارتباط برقرار کنم ، می توانم از هر یک از سه حالات نفسانی خود که انتخاب می کنم شما را در مورد خطاب قرار دهم و شما نیز می توانید با هریک از حالات نفسانی خود پاسخ دهید. این تبادل ارتباطی یک رابطه متقابل نامیده می شود.

به کار گیری الگوی حالت نفسانی به منظور تحلیل رشته هایی از روابط متقابل خاص و مناسب نامیده می شود. لغت خاص و مناسب به این منظور اضافه شده است که در رابطه با بخشی از تحلیل رفتار متقابل به صورت خاص بحث می کند تا اینکه تحلیل رفتار متقابل را به شکل کلی مورد بررسی قرار دهد.

زمانی که من و شما در یک رابطه ی متقابل قرار می گیریم ف من با علائم رفتاری خاص خودم حضور شما را درک می کنم و شما نیز با علائم رفتاری خود حضور مرا درک می کنید. به زبان تحلیل رفتار متقابل هر نوع عملی که درک حضور دیگری در آن وجود داشته باشد نوازش نامیده می شود. انسانها برای اینکه بتوانند حالت خوب روحی ف روانی و جسمی خود را حفظ کنند نیاز به نوازش دارند.

وقتی که افراد به صورت گروهی یا دو نفری با یکدیگر در رابطه ی متقابل قرار می گیرند ، اوقات خود را به شکلهای مختلف خاص که می تواند تقسیم بندی و تحلیل گردد می گذرانند. این همان چیزی است که ما تحلیل «سازماندهی زمان» می نامیم.

پیش نویس زندگی

هریک از ما در دوران کودکی داستان زندگی خود را می نویسیم.این داستان آغاز،میانه و پایانی دارد. ما طرحی اساسی این داستان را دردوران طفولیت، قبل از آنکه بتوانیم بیش از چند کلمه ادا کنیم ، می نگاریم. وقتی کمی بزرگتر شدیم جزئیات بیشتری به این داستان اضافه می کنیم. بخش عمده ی این داستان تا سن هفت سالگی نوشته می شود. ما می توانیم این داستان را بعد ها در دوران بزرگسالی مورد تجدید نظر قرار دهیم.

ما به عنوان افراد بزرگسال معمولا” از داستان زندگی که برای خود نوشته ایم آگاهی نداریم. با این وجود احتمالا” تا به آخر به انجام آن وفادار خواهیم ماند. بدون آگاهی از داستان زندگی ، احتمال دارد که زندگی خود را بر اساس آن بنا نموده و به سوی صحنه های پایانی که در دوران طفولیت نوشته شده است (تصمیمات دوران کودکی) پیش رویم.

این داستان زندگی که ما از آن آگاهی نداریم در نظریه ی تحلیل رفتار متقابل پیش نویس زندگی نامیده می شود.

مفهوم پیش نویس زندگی با الگوی حالات نفسانی به عنوان ساختمان مرکزی تحلیل رفتار متقابل در یک ردیف قرار دارند. این مفهوم بطور خاصی در کاربرد های درمانی اهمیت دارد. در تحلیل پیش نویس زندگی ، از مفهوم آن در می یابیم که چگونه افراد می توانند نا آگاهانه برای خود مشکل تراشی کنند و یا چگونه می توانند به حل مشکلات زندگی خودشان بپردازند.

نادیده انگاشتن ، برداشت غلط ، همزیستی

کودک نو پا درباره ی پیش نویس زندگی خود تصمیماتی می گیرد زیرا که پیش نویس زندگی بهترین روشی را ارائه می کند که کودک می تواند بوسیله ی آن زنده مانده و با آنچه که در نظرش دنیای وحشتناکی می آید کنار آید. در حالت نفسانی «کودک» ممکن است هنوز بر این باور باشیم که هر نوع تهدیدی به تصویری که ما از دنیای اطراف خود به عنوان یک کودک داشتیم ، تهدیدی برای ارضای نیازهای ما و یا حتی برای زنده بودن وجود ما باشد. بنابراین ، گاهس اوقات ممکن است درک و برداشت خود را از واقعیات به گونه ای تغییر دهیم تا با پیش نویس زندگی ما تطبیق یابد. این چیزی است که به آن برداشت غلط می گوییم.

یکی از راههایی که به ما اطمینان می بخشد که دنیا با پیش نویس زندگی ما هماهنگ است اینست که اطلاعاتی را که درباره ی یک موقعیت خاص در اختیار داریم به طور انتخابی نادیده بگیریم. ما جنبه هایی از واقعیت را که ممکن است با پیش نویس زندگی ما در تضاد باشد بدون قصد آگاهانه پس می زنیم. این عمل را نادیده انگاشتن می نامیم.

به عنوان بخشی از حفظ و نگهداری پیش نویس زندگی خود ، گاهی اوقات درمقام افراد بزرگسال ، در روابطی قرار می گیریم که بازنوازی همان روابطی است که با والدین خود در زمان کودکی داشته ایم. ما این کار را بدون آگاهی انجام می دهیم. در چنین موقعیتی ، یکی از طرفین رابطه نقش «والد» و «بالغ» درون را ایفا می کند و دیگری نقش «کودک» را به عهده می گیرد. رفتار بین آنها به نوعی است که گویی هردواز سه حالت نفسانی بهره مند هستند به جای این که از شش حالت نفسانی خود بهره گیرند. چنین رابطه ای همزیستی محسوب می گردد.

تخریب ، تمبر و بازیهای روانی

به عنوان کودکانی نو پا ، متوجه می شویم که در خانواده ی ما احساسات خاصی تشوسق می شوند درحالی که احساسات دیگر منع می گردند. برای به دست آوردن نوازش ، ممکن است تصمیم بگیریم که فقط احساسات مجاز را حس کنیم. این تصمیم به طور نا آگاهانه گرفته می شود. زمانی که ما در دوران بزرگسالی ، پیش نویس زندگی خودمان را به اجرا در می آوریم ، در واقع به طور مستمر ، احساسات واقعی خود را با احساساتی که در دوران کودکی برای ما مجاز بوده اند می پوشانیم. این احساسات جایگزین شده احساسات تخریبی نامیده می شوند. اگر ما احساس سرکوب شده ای را تجربه کنیم و به جای بیان آن ، آنرا ذخیره نمائیم ، اصطلاحا” تمبر جمع کرده ایم.

«بازیها» عبارتند از یک رشته رفتارهای متقابل تکراری که در آن طرفین رابطه به تجربه ی احساسهای تخریبی خود می رسند. این روند رابطههمیشه شامل «تغییر نقش» است و در آن لحظه ای فرا می رسد که بازیگران اتفاقی غیرمترقبه ، آزاردهنده و ناراحت کننده را تجربه می کنند. افراد از اینکه به بازیهای روانی می پردازند ف آگاهی ندارند.

استقلال و خودپیروی

ما به عنوان افراد بزرگسال برای تشخیص توانایی های کامل خود ف احتیلج داریم که تصمیمات جدیدی درمورد روشهایی که در دوران کودکی برای رویارویی ا زندگی داشته ایم اتخاذ کنیم. زمانی که در یابیم این روش ها دیگر برای ما کار آرایی ندارند ، ناچاریم که آنها را با روش های جدیدی که کاربرد دارند جایگزین کنیم. به زبان تحلیل رفتار متقابل ما باید از پیش نویس زندگی خود پا را فراتر نهاده و به آنچه که استقلال نامیده می شود دست یابیم.

تکنیکها و روش های تحلیل رفتار متقابل به نوعی طراحی شده اند که به افراد کمک می کنند تا به استقلال و خود پیروی دست یابند. این استقلال و خود پیروی از آگاهی ، خود انگیختگی ، و توانایی برای ایجاد صمیمیت تشکیل شده است و با استفاده ار منابع کامل شخصی به عنوان یک فرد بزرگسال ، توانایی های او را برای حل مسائل بکار می گیرد.

فلسفه ی تحلیل رفتار متقابل

تحلیل رفتار متقابل ب اساس فرضیه های فلسفی خاصی استوار گردیده ، این پیش فرض ها ، عباراتی درباره ی انسان ، زندگی و هدف های تغییراند.

فرضیه های فلسفی تحلیل رفتار متقابل عبارتند از :

«انسانها ذاتا” خوب هستند».

«همه توانایی فکر کردن دارند».

«سرنوشت انسانها به دست خودشان تصمیم گیری شده است و این تصمیمات را می توان تغییر داد».

پیامد این فرضیه ها ، دو اصل اساسی به کار گیری تحلیل رفتار متقابل است :

«روش قرارداد بستن»

«ارتباط باز و نامحدود»

انسانها ذاتا” خوب هستند

اساسی ترین نظریه تحلیل رفتار متقابل این است که انسانها ذاتا” خوب هستند. این بدان معناست که من و تو هر دو ارزشمند ، محترم ، گرامی و گرانقدر هستیم. من خود را همانطور که هستم می پذیرم و تو را همانطور که هستی می پذیرم. این حالت از نهاد انسان بر می خیزد تا این که به رفتار مربوط شود.

گاهی ممکن است آنچه را که تو انجام می دهی نه دوست داشته باشم و نه قبول داشته باشم و نه قبول داشته باشم ولی همیشه هر چه هستی تو را می پذیرم.

نهاد تو به عنوان یک انسان در نظر من گرانقدر است هرچند که که رفتار تو ممکن است چنین نباشد.

همه توانایی فکرکردن دارند.

همه ، به جز آنهایی که ضایعات مغزی شدید دارند قادر به فکر کردن هستند. بنابراین هریک از ما مسئولیم که مشخص کنیم از زندگی چه می خواهیم. نهایتا” هر فردی با پیامد تصمیمات خود زندگی می کند.

الگوهای تصمیم گیری

من وتو هردوخوب هستیم ولی ممکن است گاهی اوقات درگیر رفتارهای غیر خوب یکدیگر شویم ، در این صورت ما از همان تصمیمات دوران کودکی خود پیروی کرده ایم.

اینها بهترین روشی بودند که ما به عنوان کودکان نو پا می توانستیم با کمک آنها خود را زنده نگهداریم و آنچه را که می خواستیم از دنیایی که در نظرمان خشن و بی رحم می آمد بگیریم. گاهی ، به عنوان افراد بزرگسال ممکن است از این الگوها استفاده کنیم ، هرچند که نتایج بی ثمر و دردناکی در پی داشته باشد. حتی زمانی که ما کودکان نوپایی بردیم ، والدین ما قادر نبودند ما را به روش خاص خود تربیت کنند. آنها یقینا” فشارهای زیادی بر ما وارد آورده اند. ولی این ما بودیم که تصمیم گرفتیم با این فشارها کنار بیائیم ، علیه آنها طغیان کنیم و یا آنها را نادیده بگیریم. این مسئله در مورد ما بزرگسالان نیز صادق است. دیگران و یا محیط اطرافمان نمی توانند ما را وادار کنند که به شکل خاصی فکر و یا احساس کنیم. دیگران و یا شرایط محیطی ممکن است فشارهای زیادی بر ما وارد کنند ، ولی همیشه براساس تصمیمات خودمان با آنها روبرو می شویم.

ما مسئول احساسها و رفتارهای خودمان هستیم.

هر زمان که تصمیمی بگیریم می توانیم بعد ها آن را تغییر دهیم. این مسئله در مورد تصمیمهای اولیه ای که درباره خود و دنیای اطرافمان گرفته ایم نیز صادق است. اگر بعضی از تصمیمات دوران کودکی ما نتایج دردناک و ناراحتی برای ما به عنوان افراد بزرگسال به بار می آورد ، می توانیم تصمیمات را ردیابی کرده و آنها را با تصمیمات جدید و مناسبی جایگزین کنیم.

بنابراین ما می توانیم تغییر کنیم. ما تغییر را صرفا” براساس بینش نسبت به الگوهای رفتاری قدیمی خودمان بدست نمی آوریم ، بلکه با تصمیم گیری فعالانه برای تغییر این الگوها به کسب آن نائل می شویم.

تغییرات ما می تواند واقعی و پا بر جا باشد.

روش قرار داد بستن

اگر شما متخصص تحلیل رفتار متقابل باشید و من هم مراجع شما باشم ، ما برای دستیابی به تغییراتی که من مایلم به آن برسم ، مسئولیت دو جانبه ای داریم.

این پیامد نظریه ایست که شما و من به نسبت مساوی مسئول رابطه خودمان هستیم.

شما مسئول نیستید همه ی کارها را برای من انجام دهید و من نیز انتظار ندارم که شما برای من هرکاری انجام دهید.

از آنجایی که هردوی ما در روند تغییر شرکت داریم ، بسیار حائز اهمیت است که هردو به روشنی بدانیم که چگونه این همکاری تنجام شود. بنابراین ما با یکدیگر وارد قرارداد می شویم.

ایت بیانگر مسئولیتی است که هر یک از طرفین به عهده دارندو من به عنوان یک مراجع آز آنچه که می خواهم تغییر دهم و آنچه که مایلم انجام دهم تا این تغییر رخ دهد ، سخن می گوییم ، و شما به عنوان متخصص و درمانگر تأیید می کنید که مایلید با من در این زمینه همکاری کنید. شما متعهد می شوید که از مهارتهای حرفه ای خودتان به بهترین نحو در این راه استفاده کنید و بگوئید که در ازای کاری که انجام می دهید از من چه می خواهید.

ارتباط باز و نامحدود

مرحوم دکتر اریک برن تأکید داشت که مراجع درست به اندازه درمانگر باید درباره ی آنچه در کار مشترکشان پیش می آید اطلاعات کامل داشته باشد. این از نظریه ی اساسی ناشی می شود که انسانها دارای نهاد خوبی هستند و همه توانایی فکر کردن دارند.

در روش درمانی تحلیل رفتار متقابل ، یادداشتهایی که درباره ی مراجع نوشته می شود در دسترس او قرار می گیرد. درمانگر مراجع را تشویق می کند که نظریات تحلیل رفتار متقابل را یاد بگیرد ، بنابراین مراجع در روند تغییر نقش مساوی برعهده می گیرد.

برای کمک به ارتباط بین مراجع و درمانگر ، نظریات تحلیل رفتار متقابل به زبانی ساده بیان می شوند. به جای استفاده از لغات طولانی مشتق از لاتین و یونانی که در شاخه های دیگر روانشناسی مرسوم هستند ، تحلیل رفتار متقابل از کلمات آشنایی استفاده می کند. «والد» ، «بالغ» ، «کودک» ، بازی ، پیش نویس ، نوازش.

بعضی بر این عقیده اند که چنین زبان ساده ای ، بازتاب اندیشه ای سطحی ایت. آنها در اشتباهند ، زیرا با وجود این که زبان تحلیل رفتار متقابل ساده است ، نظریات آن عمیق و دقیقا” مستدل است.

الگوی حالات نفسانی

به بیست و چها ساعت گذشته ی زندگی خود فکر کنید.

آیا در طول این مدت لحظاتی وجود داشت که شما درست شبیه زمانی که کودک خردسالی بودید رفتار ، فکر و یا احساس کنید؟

آیا زمانهایی نیز وجود داشت که رفتار ، فکر و یا احساس شما درست مانند آنچه در زمانهای گذشته از والدینتان یا جانشینان آنها کسب کرده اید باشد؟

و آیا هنوز موارد و موقعیت هایی وجود دارد که رفتار ، افکار و احساسهای شما فقط یک پاسخ مستقیم این زمانی این مکانی به آنچه که در آن لحظه ی خاص در اطراف شما اتفاق می افتد ، باشد؟

در این موقعیتهاست که شما به عنوان انسان بزرگسالی که هم اکنون هستید پاسخ می دهید به جای این که پاسخ شما از ژرفنای دوران کودکی شما برخاسته باشد.

همین حالا زمانی بگذارید و حداقل یک مورد از هرکدام از این سه روش مختلف رفتار ، فکر و احساس که می توانید از بیست و چهار ساعت گذشته ی خود بیاد آورید بنویسید.

با این کار شما اولین تمرین استفاده از الگوی حالات نفسانی را انجام دادهاید.

حال بیاید درباره ی آنچه که انجام داده اید فکر کنید. شما سه روش مختلف زندگی در این جهان را آزموده اید. هریک از اینها شامل یک رشته از رفتارها ، افکار و احساسها است.

زمانی که رفتار ، افکار و احساسهایم درست مانند زمانی است که یک کودک بودم ، در حالت نفسانی «کودک» خود قرار دارم.

و مادامی که رفتار ، افکار واحساسهایم پاسخی مستقیم به وضعیت این زمانی این مکانی در رابطه به آنچه که در اطرافم می گذرد است و تمام توانایی هایی را که به عنوان یک انسان بزرگسال دارم ، به کار می گیرم ، در حالت نفسانی «بالغ» خود قرار دارم.

اغلب اوقات در کاربرد تحلیل رفتار متقابل به سادگی می گوییم که در وضعیت «کودک» ، «بالغ» و «والد» خود قرار داریم.

زمانی که این سه حالت نفسانی را در کنار یکدیگر بگذاریم. الگوی حالات نفسانی سه بخش شخصیت را که در واقع هسته ی اصلی نظریه ی تحلیل رفتار متقابل است ، بدست آورده ایم. به صورت قراردادی سه دایره در کنار یکدیگر نمایانگر این سه بخش هستند.

روند تجزیه و تحلیل شخصیت در قالب حالات نفسانی تحلیل ساختاری نامیده می شود.

مثالهایی از جابه جایی حالات نفسانی

جین در خیابان پر ترافیکی مشغول رانندگی است. ثانیه به ثانیه او شاهد وضعیت و سرعت سایر وسایل نقلیه ای است که در اطراف او هستند ، او با توجه به علائم رانندگی اتومبیل خود را در رابطه با آنچه که در اطرافش در وضعیت این زمانی این مکانی می گذرد ، کنترل می کند. جین در حالت نفسانی «بالغ» خود قرار دارد.

در همین زمان ، راننده ی دیگری با سرعت جلوی او می پیچد و راه را بر او می بندد. در آن واحد جین از این که این دو خودرو با یکدیگر تصادف کنند،احساس ترس و وحشت می کند.اونگاه سریعیبه آینه عقب می اندازد و می بیند که خیابان در پشت سر او خلوت است و از سرعت خود به آهستگی می کاهد به طوری که از تصادم دو خودرو جلوگیری می کند. در تمام این مدت جین در حالت نفسانی «بالغ» خود باقی مانده است. احساس ترس و وحشت او پاسخ مناسبی به خطرات این زمانی این مکانی بوده است ، و این هراس به او کمک کرد تا با سرعت بیشتری واکنش نشان دهد و از برخورد خودروها جلوگیری به عمل آورد.

حال با دیگر رانندگانی که پهنای جاده را در پیش دارند و به سرعت از کنار او می گذرند ، سری تکان می دهد و لبهای خود را به نشانه ی اعتراض می گذرد. جین به سرنشینان خودرو رو می کند و می گوید : «به چنین رانندگانی نباید اجازه رانندگی در این جاده ها داد.» در این لحظه جین به حالت نفسانی «والد» خود تعییر مکان داده است. زمانی که دختر کوچکی بود